
لبخندی زدم و گفتم: لمیرا
با ذوق گفت: چه اسم قشنگی درست مثل خودت
خندیدم و گفتم : ممنون اسم تو هم قشنگه
همینجور که با هم قدم میزنیم گفت : سپیده بهت چی
میگفت؟
با تعجب پرسیدم : سپیده کیه؟
_همین دختره که الن باهات حرف میزد
ابروهام و بال انداختم و گفتم: آهان اون دختره رو
میگی…چیز خاصی نمیگفت…چرت و پرت میگفت
خندید و گفت : آره میخواستم بگم از حرفاش ناراحت
نشو عادت داره به همه نیش و کنایه بزنه
+مهم نیست
_چند سالته المیرا؟
+من 18سالمه تو چی؟
_منم 18سالمه
+رشته ات چیه؟
با ذوق گفت : روانشناس
+موفق باشی









